زبدةالاشعار

دوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب

در منقبت حضرت امیرالمؤمنین (ع)
.
✍️ # ✍️
.
🆔: @nohe_torki
.
میرزا حبیب الله شیرازی (حکیم قاآنی)
.
دوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب
پروین به رخ فشاندم تا سر زد آفتاب
.
بیدار بود خادمکی در سرای من
گفت از چه خواب می نروی دادمش جواب
.
کامروز بخت خواجه ز من پرسشی نمود
زین پس چو بخت خواجه نخواهم شدن به خواب
.
گفت ار چنین بود قلمی گیر وکاغذی
بنگار بیتکی دو سه در مدح بوتراب
.
تفسیر عقل ترجمهٔ اولین ظهور
تأویل عشق ماحصل چارمین کتاب
.
روح رسول زوج بتول آیت وصول
منظور حق مشیت مطلق وجود ناب
.
تمثال روح صورت جان معنی خرد
همسال عشق شیر خدا میرکامیاب
.
گنج بقا ذخیرهٔ هستی کلید فیض
امن جهان امان خلایق امین باب
.
مشکل گشای هرچه به گیتی ز خوب و زشت
روزی رسان هرچه به گیهان ز شیخ و شاب
.
منظور حق ز هرچه به قرآن خورد قسم
مقصود رب ز هرچه به فرقان کند خطاب
.
داغی نه بر جبین و پرستار او قلوب
طوقی نه برگلوی وگرفتار او رقاب
.
وجه الله اوست دل مبر از وی به هیچ وجه
باب الله اوست پامکش از وی به هیچ باب
.
او هست جان پاک و جهان مشتی آب و خاک
زین پاکتر بگویم هم اوست خاک و آب
.
یک لحظه پیش ازین که نگارم مناقبش
در دل نشسته بود چو خورشید بی نقاب
.
چون مدح او نوشتم اندر حجاب رفت
زیراکه لفظ و خامه شد اندر میان حجاب
.
نی نی صفات من بود اینها نه وصف او
بشنو دلیل تاکه نیفتی در اضطراب
.
آخر نه هرچه زاد ز هرچیز وصف اوست
زانسان که گرمی از شرر و مستی از شراب
.
این وصف آب نیست که گویی شرر برد
کاین وصف هم تراعطش افزاست چون سراب
.
در مدح سیل اینکه خرابی کند چرا
بس مدح سیل کردی و جایی نشد خراب
.
لیکن هم ار به دیدهٔ معنی نظرکنی
در پردهٔ قشور توان یافتن لباب
.
زیراکه از خیال رهی هست تا خرد
کاسباب خوب و زشت بدو داد انتساب
.
هرچند ذکر آب عطش را مفید نیست
خوشتر ز وصف آتش در دفع التهاب
.
لطف و عذاب هردو ز یزدان رسد ولی
لاشک حدیث لطف به از قصهٔ عذاب
.
چون نیک بنگری سخن از عرش ایزدی
زانجاکه آمدست بدانجاکند ایاب
.
ازگوش باز در دل و از جان رود به عرش
در دل ز راه گوش نیوشاکند شتاب
.
پس شد عیان که سامع و قایل بود یکی
کاو خودکند سؤال و هم او خود دهد جواب
.
باری علی چو شافع دیوان محشرست
ارجو شفیع من شود اندر صف حساب
.
زانسان که هست صاحب دیوان شفیع من
در حضرت جناب جوانبخت مستطاب
.
شیخ اجل مراد ملل منشاء دول
فهرست مجد نظم بقا فرد انتخاب
.
آن میر حق پرست که درگنج معرفت
یک تن نیامدست چو اوکامل النصاب
.
با او هر آنکه کینه سگالد به حکم حق
حالی به گردنش رگ شریان شود طناب
.
داند ضمیر اوکه سعیدست یا شقی
هر نطفه را نرفته به زهدان ز پشت باب
.
«قاآنیا» ببندگیش جان نثارکن
گم شو ز خویش و زندگی جاودان بیاب
.
خواهی دعاکنی که خدایش دهد دوکون
حاجت بگفت نیست خداکرد مستجاب
.
.
#
#
#
#
.
✍️ #زبدةالاشعار ✍️
.
🆔: @nohe_torki

نظر دهید

دسته بندی درختی