زبدةالاشعار

مجلس یزید(لعنة الله علیه)
.
✍️ # ✍️
.
🆔: @nohe_torki
.
حاج غلامرضا
.
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب
خاکستر و غبار ره و خون و آفتاب
.
در حیرتم که از چه نرفتی زمین فرو
ای وای من چگونه نشد آسمان خراب
.
در پای طشت، دختر زهرا نریز اشک
هرگز کسی نریخته در بزم می گلاب
.
لب ها، ترک ترک ز عطش، روی هر لبی
انگار نقطه نقطه نوشته است، آب آب
.
آوای وحی و حنجر خشک و لب کبود
دیگر به او کنند، چرا خارجی خطاب؟
.
با آن گلوی غرقه به خون، طشت گریه کرد
بر آن لب و دهن، جگرِ چوب شد کباب
.
بر چرخ رفت شیون هشتاد و چار زن
انگار بود دیده ی آن سنگ دل به خواب
.
ای آسمان سؤال من این است، دیوها
بازوی حور را، ز چه بستند در طناب؟
.
با لطف بی حساب پیمبر، به امّتش
و الله شد به عترت او ظلم بی حساب
.
«میثم»! یزید چوب زند بر لب حسین
این صحنه را چگونه تماشا کند رباب؟
.
# #
#
#
.
✍️ # ✍️
.
🆔: @nohe_torki

نظر دهید

چه میخواهید ؟

Search
Generic filters
Filter by Custom Post Type

دومین کنگره شعر محرم

محل تبلیغ برای شما

در تلگرام یا ایتا به اکانت زیر پیام بفرستید

alibabirpour

دسته بندی درختی