شرح مجمل…
.
زبدة الاشعار
.
: @nohe_torki
.
حاج علیرضا امانی اردبیلی
.
از من سوآل و با تو سکوت جواب ها
فردا مگر عیان نشود …احتجاب ها ؟
.
خنجر ز پشت اگر چه زدی در لباس دوست
روزی رسد ز چهره بر افتد نقاب ها
.
دانم ندانی آنکه به دیوان معدلت
دارم جدا حساب تو را از حساب ها
.
احکام شیخ ، تفرقه شد ،جای انسجام
کفر است” به ” ز مذهب این ، شیخ و شاب ها
.
پرواز اوج ، پیشه ی بال کلاغ نیست
این جمله را به صخره نوشتند عقاب ها
.
با ساربان نابلد ای اهل کاروان
آواره اند قافله ها … در سراب ها
.
در حیرتم ز آخر ایمان خود … اگر
دارند امور دین مرا ، کج ماب ها
.
از انتهای شب به سحر کی توان رسید؟
از پشت ابر اگر ، نرهند … آفتاب ها
.
از ما به روز حادثه کم کم جدا شدید
گوهر گرفت عمق و جدا شد حباب ها
.
هرگز زبان نبندم اگر دست بسته ام
پوسیده اند و پاره شوند این طناب ها
.
این اختصار گوشه ای از شرح مجمل است
روزی شود مقرر #امانی … کتاب ها
.
.
.
#از_من_سوآل_و_با_تو_سکوت_جواب_ها
#فارسی
.
#زبدةالاشعار
.
: @nohe_torki
نظر دهید