ورود به شام
.
زبدة الاشعار
.
?: @nohe_torki
.
صاحبی بیگدلی
.
چون تازه شد مصیبتشان از ورود شام
از شهر شام، خاست عیان، رستخیز عام
.
ناکرده فرق، آل علی را ز مشرکان
افتاده اهل شهر، در اندیشههای خام
.
داد آن نشان به پردگیای، کاین مرا کنیز
کرد این طمع به تاجوری، کآن مرا غلام
.
گفت این به طعنه کاین اُسرا را وطن چه شهر؟
گفت آن به خنده: سیّد این قوم را چه نام؟
.
کردند بر یزید چو عرضِ سرِ سران
پرسید از این میانه، حسین علی کدام؟
.
بردند پیش او، سر سالار دهر را
میزد به چوب بر لبش و میکشید، جام
.
گفتا یکی ز مجلسیان، شرمی، ای یزید!
میزد همیشه بوسه بر این لب، شه انام
.
کفری چنین و لاف مسلمانی، ای یزید!
ننگش ز تو، یهودی و نصرانی، ای یزید!
.
#ورود_شام
#مجلس_یزید
#چون_تازه_شد_مصیبتشان_از_ورود_شام
#صاحبی_بیگدلی
#فارسی
.
#زبدةالاشعار
.
?: @nohe_torki
نظر دهید